یک نفر در همین نزدیکیست...


یک نفـــر در همین نزدیکی ها

چیزی!!

به وسعت یک زندگــی برایت جا گذاشته است ...

خیالت راحت باشد

آرام چشمهـــایت را ببند

...
یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است

یک نفــر که از همه زیبایی های دنیا

تنها تــو را بـــاور دارد ...

ولت میکنم و میرم..

ولت میکنم و میرم

نه اینکه دوستت نداشته باشم، نه!

بین خودمون باشد

از نخودی بودن "متنفرم"



میگویند بخشش از بزرگان است...



می گویند بخشش از بزرگان است...

من بخشیدم و هیچـــکس بهم نگفت چقدر بزرگ شـــــدی

همه گفتند بلد نبـــودی حقتـو پس بگیـــری!!!



گفت تو را دوست دارم!!!!!

گفتم چقدر ؟؟

گفت از این جا تا خدا ....

یادم نبود که خدا گفته از رگ گردن به من نزدیک تر هست!!

حالا دلیل رفتنش را میفهمم ........




 در عجبم...

راننده نیستم

ولی هرکس به من میرسد مسافر است!!!




عزیــزم گلم زندگیم چه زیبـا اجـــرا میکنـی ... 


خط به خط تمام گفتــــه هایم را... 


خواســـته هایم را...


 امــــــــــا...


 امـــــا ... برای دیگری



معلم گفت...


معلم گفت:

دو خط موازی هیچگاه بهم نمیرسند

مگر اینکه یکی ازآنها خود را بشکند

گفتم من که خود رو شکستم

پس چرا به او نرسیدم

معلمم لبخند تلخی زد وگفت:

شاید اوهم به سوی خط دیگری شکسته

من خسته است...


باید خودم را ببرم خونه

باید ببرم صورتش را بشویم

ببرم دراز بکشد

دلداریش دهم که فکر نکند تنهاست

بگویم نگران نباشد میگذرد

باید خودم را ببرم بخوابد

" مــــــــــــــــــــــــــــــن " خسته است ...

...


عکس های از غم و دوری


چه فرقی می کند

عاشق تو باشم

یا عاشق رنگین کمان

وقتی هر دو هفت رنگید؟!



تنم به لرزه می افتد..

هر بار که می گویی :

'بــــــــــــــــــــــــرو ....

برو و به زندگیت برس' !

مگر نمی دانی

که تمام زندگی من تویی





دلـم دیـگـر بـه زنـدگـی گـ ـرم نـیـسـت.

مـــادر مـی‌گـویــد:


بـایـد کـمـی بـه خـودتــــ بـرسـی!


امـــا چـگـونـه؟


وقـتـی از هـر طـرف مـی‌روم، بـه تـو مـی‌رسـم...



هرچقدر

عطرت را عوض کنی

بازهم تنت

بوی کثیف خیـــــــــــــانت را می دهد ...

عزیز لعنتی ام ... !!





 بــهـ دلـــمــ افتـادهــ بــــــــود

کهـــ دیــــــشبــــــ حتما

خـــــــــــوابتـــــــ رآ مــــی بیـــــــــنمــ

امآ...

تا صُبــــــــح به شــــوق ديدَنتـــــ خــــوابَمـ نبُـــــرد !




عشـــــــق یعنـــــــــــی:

وقتـــــی ازتــــــ پرســــیدن چهـــ نسبتــی بآ آقآ داری؟؟

سرتــــــ رو بآلا بگیری و بگــــــــــــی عشقمـــــــــــه

میفهمـــــــــــــــــــــــــــــــی؟؟!!





هميشه پشت جمله ی :

" عیبی نداره مهم نیست "

يك دل شكسته خوابيده .. شك نكن .




هنوز فراموشت نکردم


جناق می شکستیم و می گفتیم “یادم تو را فراموش” ،


 امروز تمام استخوان هایم شکسته است 


و هنوز فراموشت نکردم …


زنگ میزنی رد میده!!!


زنـــگ ميزنے ُ رכ ميکنـﮧ...


اگـﮧ بهش ميگے כوسـ ـت כارم و اوטּ فقــط ميخنـכه...

اگـﮧ شـبآ بـכوטּ شب خير گفتـטּ تــو خوآبش ميـ ـبره...

يعنے تــــآريخ انقضـ ـآے  تو توے כلــــش تموم شـכه...!

اين يـﮧ قــآنونـﮧ . . !

بــآ قـ ـآنوטּ آכمــآ نجــــنگ..!

غــرورت لـﮧ ميشـﮧ...!

به سلامتیه خودم...



بهــــ سلامتیـــــــــــــهـــــــ خــــــــــــــودمـــــــ

چـــــــــــراشــــــــو نپـــــــــــــــرســــــ

اشکــــــــــــتـــــــ در میــــــــــــآد


داستان.....



زن سردش شد...چشم بازکرد...هنوزصبح نشده بود.

شوهرش کنارش نخوابیده بود...ازرخت خواب بیرون رفت.

بادپرده هاراآهسته بی صداتکان میداد...پرده راکنارزد.

خواست دربالکن راببندد...بوی سیگارراحس کرد...به بالکن رفت.

شوهرش رادید دربالکن روی زمین نشته بودوسیگاری به لب داشت.

ادامه نوشته

زیاد شدن نامردی..



نوشته هایم را کهـــ می خــــــوانیـ ...

 

دلخـــوش نبــاش از اینکه مخاطبمـ تویی..



زیــــــــــاد شدن نوشته های مـن یعنی :  

 

 بی حدی نامردی های تـــــــــو ....



چشماشو بست و رفت...



بغض داري ،

 

آروم نـيستي !

 

دلت بـــراش تـنگ شده ....

 

حـوصله ي هـيـچـکسو نـداري !

 

به يــاد لحظه اي بيفت کـه :

 

اون هــمه ي بي قـراري هــاي تـو رو ديـــد؛



 

امــا ....

 

چـشمـاشـو بست و رفــت ... !!!